تجاوز جنسی به دختر جوان در خانه مجردی | دختر 18 ساله قربانی اعتمادش شد

ژانویه 24th, 2018


تجاوز, تجاوز جنسی, تجاوز به دختر, تجاوز به دختر جوان, آزار جنسی, تجاوز به دختر دانشجو, تعرض, تعرض جنسی, تجاوز به دختر 18 ساله, تجاوز جنسی به دختر دانشجو,

تجاوز جنسی به دختر جوان در خانه مجردی | دختر دانشجوی 18 ساله ای که از شهرستان به تهران آمده و برای خودش خانه مجردی گرفته بود، وقتی با امین در اینستاگرام آشنا شد، فکرش را هم نمی کرد عاقبت دوستی اش آزار جنسی و تجاوز باشد… رومینا می گوید: از من خواست تا او را به خانه ام دعوت کنم. من هم پذیرفتم اما وقتی به خانه ام آمد بدون توجه به التماس هایم مرا آزار داد.

بیشتر بخوانید: تعرض جنسی به زنان در ماشین .
بیشتر بخوانید: تجاوز گروهی به دختر 15 ساله .
چهاردهم شهریور ماه امسال دختر 18ساله ای به نام رومینا به پلیس آگاهی رفت و از پسر دانشجو که وی را فریب داده و به دام شیطانی اش انداخته بود شکایت کرد.
وی گفت: خانواده ام ساکن شهرستان هستند. وقتی در دانشگاه قبول شدم خانواده ام قبول کردند تا برای درس خواندن به تهران بیایم. خانواده ام یک خانه مجردی برایم اجاره کردند تا بتوانم به راحتی تحصیل کنم. اواخر اسفند ماه بود که در اینستاگرام با یک پسر جوان به نام امین آشنا شدم.او که دانشجوی رشته معماری است با حرف هایش مرا فریب داد.او می گفت به من علاقمند شده و قصد دارد همراه خانواده اش به خواستگاری ام بیاید. من در این مدت چندین بار به دیدن امین رفتم. تا اینکه آخرین بار از من خواست تا او را به خانه ام دعوت کنم. من هم پذیرفتم اما وقتی پسرجوان به خانه ام آمد بدون توجه به التماس هایم مرا آزار داد. او تهدیدم کرد در این باره به کسی حرفی نزنم. بعد از این ماجرا هر چه با امین تماس گرفتم پاسخ تلفنم را نداد. به دنبال شکایت دختر جوان پلیس به ردیابی پسردانشجو پرداخت و وی بازداشت شد.
وقتی پزشکی قانونی آزار دختر جوان را از سوی پسر دانشجو تایید کرد پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
امین پای میز محاکمه ایستاد ولی خودش را بی گناه خواند و ادعای تازه ای مطرح کرد. این پسر گفت: قبول دارم در اینستاگرام با رومینا آشنا شدم ولی او خودش عکس های خصوصی اش را برایم فرستاد . رومینا می گفت چند سال قبل پدر و مادرش را در یک سانحه رانندگی از دست داده و به تنهایی زندگی می کند. من که دلم برایش سوخته بود در این مدت هر روز با او تماس می گرفتم و گاهی اوقات او را به پارک یا سینما دعوت می کردم. او آخرین بار خودش مرا به خانه اش دعوت کرد ولی من او را آزار نداده ام.
در این میان دختر جوان امین را دروغگو خواند و گفت: بعد از اینکه به دام شیطانی این پسر افتادم او بارها مرا تهدید به آبروریزی کرد.
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و پسر دانشجو را به100ضربه شلاق و یکسال تبعید  محکوم کرد. دیروز این حکم در شعبه 42دیوان عالی کشور مهر تایید خورد و قطعی شد.



Source link

کشته و زخمی شدن ۴ نفر در تصادف رانندگی بزرگراه شهید خرازی

ژانویه 24th, 2018


انتظامی حوادث,جلال ملکی,تصادف رانندگی

سخنگوی سازمان آتش‌نشانی از زخمی شدن سه سرنشین و فوت یک خانم مسن بر اثر برخورد یک دستگاه پژو پرشیا با گاردریل بزرگراه خبر داد.

جلال ملکی در گفت وگو باخبرنگار ایلنا درباره جزییات این حادثه گفت: ساعت ۱۹:۰۷ امشب یک مورد حادثه تصادف در مسیر غرب به شرق بزرگراه خرازی نرسیده به جاده سایت به سامانه ۱۲۵ سازمان آتش نشانی اطلاع داده می‌شود.

وی با بیان اینکه بلافاصله ایستگاه شماره ۸۰ به محل حادثه اعزام می‌شود خاطر نشان کرد: در محل یک دستگاه خودروی سواری پرشیا با ۴ سرنشین به دلیل نامشخصی از مسیر اصلی منحرف شده و پس از برخورد گاردریل و تیر چراغ برق میانی بزرگراه وارد محوطه فضای سبز میانی بزرگراه شده و در همان محل متوقف می‌شود.

سخنگوی سازمان آتش نشانی تصریح کرد: پیش از رسیدن آتش نشانان هر ۴ نفر از خودرو خارج شده بودند و ترافیک سنگین ایجاد شده بود که آتش‌نشانان ایمن سازی‌های لازم را انجام دادند و با حضور عوامل اورژانس هر ۴ نفر تحویل اورژانس شده و اقدامات اولیه درمانی انجام شد.

ملکی خاطر نشان کرد: پس از بررسی‌های لازم مشخص شد یکی از سرنشینان که خانم ۷۰ساله‌ای بود بر اثر شدت جراحات جان خود را از دست داده است.



Source link

حیله سیاه مرد شیطان صفت برای آزار جنسی دانش آموزان

ژانویه 23rd, 2018


تجاوز, تجاوز جنسی, تجاوز به پسر, آزار جنسی, آزار و اذیت,

شیطان صفتی که با دسیسه‌ای ماهرانه، پسران دانش‌آموز را به بهانه کمک در انتقال یک گلدان، ربوده وپس ازکشاندن‌شان به‌کانال آب، نقشه سیاهش را اجرا می‌کرد با ردیابی‌های پلیسی به دام افتاد.

چندی قبل پسر 16 ساله‌ای همراه پدرش به پلیس مراجعه کرد و از اتفاق تلخی که برایش رخ داده بود خبر داد. او گفت: «ظهر امروز زمانی که از مدرسه تعطیل شدم، در راه بازگشت به خانه مرد جوانی را دیدم که کنار خیابان ایستاده بود. یکدفعه صدایم زد و درحالی که گلدان چینی بزرگی دردست داشت از من خواست کمکش کنم.می گفت می‌خواهد گلدان چینی را به خانه مادربزرگش ببرد ولی می‌ترسد که گلدان از ترک موتور به زمین بیفتد و بشکند. او می‌گفت گلدان گرانقیمت است و ارزش زیادی دارد و به غیر از آن مادربزرگش به این گلدان بشدت علاقه دارد و اگر برای آن اتفاقی بیفتد نمی‌تواند جوابی بدهد. وقتی از مرد جوان پرسیدم که چه کمکی می‌توانم انجام دهم ازمن خواست تا ترک موتورش بنشینم و گلدان را به‌دست بگیرم تا آن را به خانه مادربزرگش ببریم و درعوض او پس از آن مرا به خانه می‌رساند. من هم به خاطرکمک، قبول کردم و همراهش شدم. اما به جای رفتن به خانه مادربزرگش، به سمت رودخانه‌ای رفتیم و مرا با زوروتهدید داخل کانال آبی کشاند وبدون توجه به التماس هایم مورد آزار و اذیت قرار داد وفرارکرد.
بدنبال ثبت این شکایت، با دستور بازپرس سهرابی ازشعبه نهم دادسرای جنایی تهران، تحقیقات کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی پایتخت برای دستگیری موتور سوارتبهکار آغاز شد. درحالی که بررسی‌ها در این خصوص ادامه داشت، کارآگاهان با شکایت‌های سه پسر 10 تا 16 سال روبه‌رو شدند که آنها نیزبه همان شیوه فریب خورده ومورد آزارواذیت قرارگرفته بودند.
باتوجه به اینکه تمامی پسرها به یک شیوه فریب خورده و در یکی از محله‌ها مورد آزار و اذیت قرار گرفته بودند، مأموران برای دستگیری شکارچی پسربچه‌ها به کمین نشستنداما چند روزقبل شکایت دیگری از مرد جوان ثبت شد. ولی این بار مرد جوان سوار بر خودروی پراید نقشه‌اش را اجرا کرده بود.به همین خاطر بلافاصله دوربین‌های مداربسته اطراف محل جنایت سیاه مورد بازبینی قرار گرفت تا اینکه شماره پلاک خودروی مورد نظر به‌دست آمد ومرد جوان درعملیاتی ضربتی شناسایی ودستگیرشد.
متهم که دیروز برای تحقیقات به دادسرای امور جنایی تهران منتقل شده بود دربازجویی به جرایم سیاهش اعتراف کرد. او گفت: «هر زمان که شیشه مصرف می‌کنم حال خودم را ازدست می‌دهم و دست به کارهایی می‌زنم که نباید بزنم.حالا هم قبول دارم که 5 پسر بچه را به بهانه بردن گلدان به خانه مادربزرگم مورد آزار و اذیت قرار داده‌ام.»
با اعتراف متهم، او با قرار بازداشت موقت روانه بازداشتگاه شد وتحقیقات تخصصی کارآگاهان برای کشف زوایای پنهان این ماجرا ادامه دارد.



Source link

تجاوز به عروس 18 ساله در شب عروسی +عکس | متهم: عاشق عروس بودم!

ژانویه 23rd, 2018


تجاوز, تجاوز جنسی, تجاوز به عروس, تجاوز در عروسی, تجاوز به عروس در شب عروسی, تجاوز به عروس 18 ساله, تجاوز به دختر 18 ساله, تجاوز به عروس 18 ساله در شب عروسی, تجاوز به نوعروس,

تجاوز به عروس 18 ساله در شب عروسی | عروس 18 ساله اهل کامبوج، در شب عروسی مورد تجاوز جنسی قرار گرفت. در حالی که تازه داماد از فرط خوردن نوشیدنی های الکلی خوابش برده بود، مرد غریبه به اتاق عروس وارد شد و به او تجاوز کرد. مرد متجاوز مدعی است عاشق عروس بوده و به خاطر بی پولی نتوانسته با او ازدواج کند!

بیشتر بخوانید: دامادی که از اتاق حجله فرار کرد
بیشتر بخوانید: آزار جنسی دختر 18 ماهه در عروسی .
داماد قلابی که شب عروسی خود را جای داماد جا زده و عروس 18 ساله را مورد آزار و اذیت قرار داده بود دستگیر شد.به گزارش دیلی میل، این واقعه هولناک در یکی از شهرهای کشور کامبوج رخ داد ؛ هنگامی که داماد پس از پایان جشن عروسی، به خاطر مصرف زیاد نوشیدنی‌های الکلی به خواب رفته بود، مرد شیطان صفت خود را به اتاق رساند و درتاریکی شب به عروس تجاوزکرد.
«یولو چیوی» سخنگوی پلیس استان «پری ونگ»کامبوج در این باره گفت: «متهم ادعا کرده که بشدت عاشق عروس بوده ،اما به‌ دلیل فقر، قادر به ازدواج با وی نشده بود. به همین خاطردرفرصتی مناسب و با استفاده ازتاریکی، نیمه‌های شب براحتی وارد خانه عروس شده و به او تجاوزکرده است، اما خیلی زود شناسایی و دستگیرشد.»



Source link

تعرض مرد جوان به پسربچه های دانش آموز | مرد جوان به تعرضاتش اعتراف کرد

ژانویه 23rd, 2018


تجاوز, تعرض, متجاوز, دانش آموز, دانش آموز پسر, آزار و اذیت, کودک آزاری, تعرض مرد جوان به پسربچه های دانش آموز, مرد جوان به تعرضاتش اعتراف کرد

تعرض مرد جوان به پسربچه های دانش آموز | پسران نوجوان طعمه‌هایش بودند. در مقابل مدرسه‌های پسرانه می‌ ایستاد و نقشه‌هایش را اجرا می‌کرد.

به گزارش آفتاب، حمید با سوار کردن دانش‌آموزان بین ١٠ تا ١٥ساله آنها را در کنار یک رودخانه مورد آزار و اذیت قرار می‌داد. این پسر جوان پس از گذشت یک‌ سال و زمانیکه تعداد شاکیانش به ٥نفر رسید، از سوی ماموران پلیس آگاهی پایتخت دستگیر شد. او صبح دیروز در مقابل بازپرس دادسرای جنایی تهران، یک‌سال آزار پسر‌های کوچک را تشریح کرد.
نخستین شاکی
زمستان ‌سال گذشته بود که نخستین شاکی به اداره پلیس رفت. آنها پدرومادر، پسربچه ١١ساله‌ای بودند که در مقابل پلیس، راز آزارواذیت پسرشان را فاش کردند.
پدر این بچه در شکایت خود به ماموران گفت: «دو سه روز پیش بود که پسرم وقتی از مدرسه برگشت حال خوبی نداشت. افسرده بود و با ما صحبت نمی‌کرد. من و مادرش خیلی سعی کردیم که متوجه شویم چه اتفاقی برایش افتاده است، اما کیان حرفی نمی‌زد. او روز‌به‌روز بدتر شد. شب‌ها گریه می‌کرد و روزها دلش نمی‌خواست به مدرسه برود. من و مادرش آن‌قدر پیگیر شدیم که درنهایت کیان گفت پسر جوانی او را مورد آزارواذیت قرار داده است. پسرم گفت که در مقابل مدرسه جوانی از او برای جابه‌جایی وسایلش کمک خواسته. پسرم هم به قصد کمک سوار خودروی پراید این جوان شده و درنهایت سر از یک بیابان درآورده است. آن جوان کیان را در بیابان مورد آزارواذیت قرار داده و سپس او را در خیابانی نزدیک مدرسه‌اش رها کرده است. ما هم بلافاصله پس از شنیدن این موضوع تصمیم به شکایت گرفتیم.»
افزایش قربانیان
با اعلام این شکایت موضوع در دستور کار ماموران قرار گرفت و تلاش برای شناسایی و دستگیری متهم آغاز شد. با توجه به حساسیت موضوع تیمی ویژه از کارآگاهان پلیس پایتخت، مامور رسیدگی به این پرونده شدند. درحالی‌که پسر جوان هیچ ردی از خودش به جا نگذاشته بود و ماموران تحقیقات خود را برای دستگیری او ادامه می‌دادند، دومین شاکی هم به پلیس مراجعه کرد و شکایت مشابهی را مطرح کرد. اظهارات دومین شاکی هم نشان می‌داد که جوانی پراید سوار، پسر ١٢ساله‌ای را مقابل مدرسه‌اش ربوده و در بیابان مورد آزارواذیت قرار داده است.
تحقیقات در این رابطه همچنان ادامه داشت که تعداد شاکی‌ها در این پرونده افزایش یافت. تحقیقات از شاکیان نشان می‌داد که این جوان گاهی با موتور و گاهی هم با پراید مقابل مدرسه پسرانه ایستاده و به بهانه کمک، پسربچه‌هایی بین ١٠ تا ١٥‌سال را با خود به بیابان‌ها کشانده و آنها را مورد آزارواذیت قرار داده است. با افزایش تعداد شاکیان این پرونده، تجسس‌های ویژه‌ای در این زمینه صورت گرفت و درنهایت پس از گذشت یک‌ سال درحالی‌ که تعداد شاکی‌ها به ٥نفر رسیده بود، این پسر ٣٠ ساله از طریق دوربین مداربسته و شناسایی خودرواش، دستگیر شد.
اعترافات هولناک
صبح دیروز این پسر در مقابل سهرابی، بازپرس شعبه نهم قرار گرفت و به جرم خود اعتراف کرد. او در این‌باره به قاضی جنایی گفت: «من شیشه می‌کشیدم و اعتیاد شدیدی داشتم. هر بار مواد مصرف می‌کردم دچار توهم می‌شدم. حالم دست خودم نبود. برای همین این کار را انجام می‌دادم. یک سالی بود که پسران کوچک را فریب می‌دادم. گاهی با موتور و گاهی هم با خودروی پرایدم در مقابل مدارس پسرانه می‌ایستادم. پس از شناسایی طعمه، از آنها می‌خواستم برای کمک و جا‌به‌جایی یک وسیله سنگین همراه من بیایند. وقتی آن وسیله را در خودرو یا موتور جاسازی می‌کردیم از آنها می‌خواستم سوار شوند تا به خانه‌شان برسانم. در راه تغییر مسیر می‌دادم و به بیابان‌های حاشیه تهران، جایی که رودخانه‌ای وجود داشت می‌رفتم. در آن‌جا هم آن پسربچه را مورد آزارواذیت قرار می‌دادم و بعد او را نزدیکی مدرسه‌ شان پیاده می‌کردم، اما باور کنید من اعتیاد داشتم و حالم دست خودم نبود. در این مدت هم فقط همین ٥پسربچه را آزار دادم و شاکی دیگری ندارم.»با اعترافات این پسر جوان، بازپرس دستور تحقیقات بیشتر درباره شناسایی شاکیان احتمالی دیگر این پرونده را صادر کرد و متهم نیز روانه بازداشتگاه شد.
http://www.aftabir.com



Source link

قتل در اسلام آباد غرب | دایی، خواهرزاده اش را کشت

ژانویه 23rd, 2018


قتل, قتل عمد, شلیک, گلوله, قتل در اسلام آباد غرب, دایی خواهرزاده اش را کشت, قتل در اسلام آباد غرب, پزشکی قانونی, نیروی انتظامی, دستگیری, دلایل قتل

دایی، خواهرزاده اش را کشت | معاون اجتماعی انتظامی استان کرمانشاه از قتل خواهرزاده به دست دایی خود در اسلام آباد غرب خبرداد.

به گزارش آفتاب، سرهنگ محمدرضا آمویی با اعلام این خبر اظهار داشت: ساعت 19:30 بعد از ظهر روز گذشته مردی 40 ساله در اسلام آباد غرب که خواهر زاده خود را با شلیک گلوله به قتل رسانده بود، پس از جنایت خودکشی کرد.
سرهنگ آمویی افزود: پس از شلیک تیر ماموران انتظامی شهرستان اسلام آباد غرب در همان لحظات اولیه راهی محل حادثه شدند و تحقیقات به منظور مشخص شدن دلایل قتل را آغاز کردند. معاون اجتماعی انتظامی استان کرمانشاه گفت: با دستور قضایی جنازه قاتل و مقتول به پزشکی قانونی منتقل شد. تحقیقات در مورد انگیزه اصلی ارتکاب این جنایت و خودکشی قاتل ادامه دارد.
http://www.aftabir.com



Source link

جزئیات تصادف مرگبار در بزرگراه شهید بابایی

ژانویه 23rd, 2018


انتظامی حوادث,جانشین اداره تصادفات پلیس راهور تهران بزرگ

جانشین اداره تصادفات پلیس راهور تهران بزرگ تصادف فوتی روز گذشته بزرگراه شهید بابایی را تشریح کرد.

به گزارش ایلنا، سرهنگ ۲ احسان مومنی جانشین اداره تصادفات پلیس راهور تهران بزرگ در تحلیل کارشناسی تصادف فوتی روز گذشته بزرگراه شهید بابایی اظهار داشت: حوالی ساعت ۱۰:۳۰ صبح روز گذشته در پی تصادف یک دستگاه سواری پراید در بزرگراه شهید بابایی مسیر شرق به غرب، یکدستگاه جرثقیل برای جابجایی و امداد رسانی به محل اعزام شد که در حین عملیات حمل خودرو یکدستگاه سواری سمند که در همان مسیر در حرکت بوده با قسمت عقب سواری پراید برخورد کرد.

وی افزود: این ضربه باعث پرتاب شدن پراید به سمت جلو و برخورد با راننده جرثقیل (که به صورت پیاده مابین پراید و جرثقیل ایستاده بود) برخورد کرد و در اثر شدت ضربه وارده متاسفانه راننده جرثقیل فوت می‌کند.

سرهنگ مومنی اضافه کرد: با بررسی از صحنه تصادف از سوی سواری سمند هیچ گونه آثار انعکاسی و خط ترمز  مشاهده نشد که دلیل بر عدم توجه به جلو و رانندگی راننده سمند بوده است.

وی در خاتمه گفت: توصیه پلیس راهنمایی و رانندگی به کلیه رانندگان این است که  از هرگونه اقدامی که باعث حواس پرتی در هنگام رانندگی میگردد از جمله خوردن و آشامیدن، استفاده از تلفن همراه، استعمال دخانیات، صحبت و شوخی نمودن با سرنشینان و… جدا خودداری نمایند تا شاهد وقوع چنین حوادث ناگواری در سطح شهر نباشیم.



Source link

رابطه نامشروع با دختر جوان به شلاق و تبعید ختم شد!

ژانویه 23rd, 2018


تجاوز, رابطه نامشروع, تعرض, تجاوز به عنف, رابطه, رابطه دختر و پسر, رابطه پنهانی, فضای مجازی, اینستاگرام, پزشکی قانونی, دادگاه, دستگیری, شلاق, تبعید, رابطه نامشروع با دختر جوان به شلاق و تبعید ختم شد

رابطه نامشروع با دختر جوان به شلاق و تبعید ختم شد! | شهریور سال جاری، دختر جوانی به مأموران مراجعه کرد و گفت پسری که در شبکه مجازی با او آشنا شده، او را مورد آزارواذیت قرار داده و سپس متواری شده است.

به گزارش آفتاب، شهریور سال جاری، دختر جوانی به مأموران مراجعه کرد و گفت پسری که در شبکه مجازی با او آشنا شده، او را مورد آزارواذیت قرار داده و سپس متواری شده است.
زمانی که مأموران تحقیقات خود را دراین‌باره آغاز کردند، با ردیابی تلفن‌همراه پسر جوان او را شناسایی و بازداشت کردند و متهم برای انجام بازجویی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. 
او در بازجویی‌ها تعرض به دختر جوان را رد کرد و مدعی شد او نیز به این رابطه راضی بود. متهم گفت: این دختر به من گفته بود پدر‌و‌مادر ندارد و تنها زندگی می‌کند و من هم برای اینکه او از تنهایی و بی‌کسی بیرون بیاید با او رابطه داشتم، بعد از مدتی من را به خانه‌اش دعوت کرد و با هم رابطه داشتیم؛ وقتی رابطه‌ام را با او قطع کردم از من شکایت کرد. 
با توجه به اینکه پزشکی قانونی نیز تأیید کرده بود دختر جوان مورد آزار قرار گرفته است، پرونده تکمیل و برای رسیدگی آماده شد. در جلسه رسیدگی ابتدا دختر جوان در جایگاه قرار گرفت؛ او یک‌بار دیگر شکایتش را مطرح کرد و گفت: من در شهرستانی در جنوب کشور زندگی می‌کردم و تنها بودم.پدرومادرم فوت کرده بودند و از آنجایی که من ازدواج هم نکرده بودم، کسی کنارم نبود. در اینستاگرام با پسری جوان آشنا شدم. او دانشجوی مهندسی بود، به من گفت اگر به تهران بیایم و با هم ارتباط بیشتری داشته باشیم با من ازدواج می‌کند من هم که کسی را نداشتم که به خاطرش در شهرستان بمانم، به تهران آمدم؛ با هم قرار گذاشتیم. راستش همان اول وقتی او را دیدم پشیمان شدم چون با عکس‌هایی که در اینستاگرام داشت خیلی فرق می‌کرد و من نمی‌خواستم به این رابطه ادامه دهم تا اینکه یک روز به من گفت می‌خواهد مرا ببیند. آدرس خانه‌ام را ندادم اما نمی‌دانم از کجا پیدا کرد و به خانه‌ام آمد و من را مورد آزار قرار داد و فرار کرد. بعد از آن چندبار با او تماس گرفتم دیگر تلفنش را جواب نداد و من هم شکایت کردم. 
بعد از گفته‌های دختر جوان، متهم در جایگاه حاضر شد. او اتهام تجاوز به عنف را رد کرد و گفت: آدرس خانه را دختر جوان خودش به من داد وگرنه من چطوری می‌توانستم او را پیدا کنم. این دختر دروغ می‌گوید رابطه ما با رضایت خودش بود اما بعد از این رابطه چون من دیگر نمی‌خواستم با او دوست باشم و ارتباطی با هم داشته باشیم، شکایت کرد. من دانشجو بودم و می‌خواستم درس بخوانم، برای خودم زندگی و آینده درخشان متصور بودم و اگر با او ازدواج می‌کردم زندگی‌ام نابود می‌شد؛ چون این کار را نکردم او به من گفت که شکایت می‌کند و همین کار را هم کرد. 
بعد از دفاعیات متهم و وکیل مدافع او، هیئت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند؛ از آنجایی که ارتباط بین دختر و پسر جوان از قبل وجود داشت و دختر برای نزدیک‌بودن به پسر جوان به تهران آمده بود و با توجه به سایر مدارک به‌دست‌آمده که نشان می‌داد دختر خودش آدرس را در اختیار پسر جوان قرار داده، پسر جوان از تجاوز به عنف تبرئه شده و به یک سال تبعید و صد ضربه شلاق محکوم شد.
او به این رأی اعتراض کرد اما شعبه ٤٢ دیوان عالی کشور آن را تأیید نکرده و اعتراض پسر جوان را رد کرد.
http://www.aftabir.com



Source link

رابطه پنهانی با زن همسایه | می خواستم ثواب کنم اما کباب شدم!

ژانویه 23rd, 2018


رابطه, رابطه پنهانی, همسایه, رفت و آمد, ارتباط, شبکه مجازی, گوشی تلفن, خیانت, زن همسایه, مشاور, عقد موقت, عقد پنهانی,

رابطه پنهانی با زن همسایه | می‌خواستم ثواب کنم اما کباب شدم. دو سال قبل، خانمی جوان در مجتمع آپارتمانی ما خانه‌ای اجاره کرد. او تنها بود و همان روز اول از من در خواست کمک کرد. چندبار دیگر هم به بهانه قطعی تلفن، خراب شدن شیر آشپزخانه و نصب بخاری تقاضای کمک کرد. زن جوان کم‌کم درباره زندگی گذشته‌اش نیز برایم حرف می‌زد.

به گزارش آفتاب، می‌خواستم ثواب کنم اما کباب شدم. دو سال قبل، خانمی جوان در مجتمع آپارتمانی ما خانه‌ای اجاره کرد. او تنها بود و همان روز اول از من در خواست کمک کرد. چندبار دیگر هم به بهانه قطعی تلفن، خراب شدن شیر آشپزخانه و نصب بخاری تقاضای کمک کرد. زن جوان کم‌کم درباره زندگی گذشته‌اش نیز برایم حرف می‌زد.
در مدت کوتاهی، من با خانم جوانی که دوست این زن بود و گاهی به خانه‌ اش رفت‌و‌آمد داشت آشنا شدم. این ارتباط در شبکه مجازی و گوشی تلفن همراه خیلی صمیمانه و خودمانی شد. اولین باری که با این خانم جوان قرار ملاقات گذاشتم، با هم به رستورانی در بیرون شهر رفتیم. فکر می‌کردم خیلی زرنگ هستم و همسرم را طو‌ری پیچانده‌ام که نمی‌تواند از این ماجرا بویی ببرد ولی نمی‌دانستم که چه آشی برایم پخته‌اند. زن جوان پس از چند روز، گفت او را به عقد موقت و پنهانی خودم در‌بیاورم اما من خواسته‌اش را قبول نکردم.
بعد از این ماجرا می‌خواستم خودم را کنار بکشم‌ اما نه‌تنها زبان این خانم دراز شده بود بلکه زن همسایه نیز که دوست او و محرم اسرار ما بود خرده فرمایشاتی داشت و از من پول می‌خواست. با اختلاف‌هایی که بینمان به وجود آمد، موضوع لو رفت و در شرایطی قرار گرفتم که مجبور شدم پولی به آن خانم بدهم و دهانش را ببندم اما هرچه سعی کردم، دیگر نتوانستم اعتماد همسرم را به دست بیاورم. حدود یک سال از این ماجرا گذاشت. زن همسایه موقع تخلیه خانه موی دماغم شد و پولی قرض می‌خواست. همسرم که تازه داشت آرام می‌شد و یادش می‌رفت چه اشتباهی کرده‌ام، دوباره حالش بد شد. او می‌گوید: «حتما با این زن و دوستش سر و سری داری که دست‌بردارت نیستند.» بچه را همراه خودش به خانه پدرش برده است و می‌گوید از من بدش می‌آید. خانواده خودم نیز مرا طرد کرده‌اند و مادرم مدام نفرینم می‌کند. آن زن قبلا یک بار هم به سراغ مادرم رفته بود و با سر و صدا می‌خواست آبرویشان را ببرد. مانده بودم چه‌کار کنم. با راهنمایی کارشناس کلانتری۳۰ به مرکز مشاوره پلیس آمده‌ام تا راهی برای نجات زندگی‌ام پیدا کنم.
http://www.aftabir.com



Source link

رابطه نامشروع پسر 21 ساله با زن 37 ساله | آدم ربایی و ضرب و شتم؛ عاقبت رابطه نامشروع

ژانویه 23rd, 2018


رابطه, رابطه نامشروع, رابطه پنهانی, آدم ربایی, ضرب و شتم, ملاقات, دادسرا, دادگاه خانواده, دادسرای جنایی, جنایت, آدم ربایی در پایتخت, ختم رابطه نامشروع به آدم ربایی و ضرب و شتم خانم مهندس 35 ساله

ختم رابطه نامشروع به آدم ربایی و ضرب و شتم خانم مهندس 35 ساله | هفته گذشته خانم مهندس 37 ساله‌ای با حضور در شعبه نهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از پسر 21ساله‌ای به اتهام آدم‌ ربایی و ضرب و شتم شکایت کرد.

هفته گذشته خانم مهندس 37 ساله‌ای با حضور در شعبه نهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از پسر 21ساله‌ای به اتهام آدم‌ربایی و ضرب و شتم شکایت کرد.
 پرونده برای ادامه تحقیقات در اختیار ماموران اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت قرار گرفت. شاکی به افسر تحقیق گفت: دو ماه پیش به‌ طور اتفاقی در یک گروه تلگرامی با مردی آشنا شدم. او مدعی بود که مثل من مهندس است و شرکتی در تهران دارد و در صدد است که شرکت دیگری را هم راه‌اندازی کند. بعد از آن، ارتباطمان شکل گرفت. گاهی نیز همدیگر را ملاقات می‌کردیم. بعد از مدتی به هم علاقه‌مند شدیم و تصمیم گرفتیم که با هم ازدواج کنیم.
وی افزود: موضوع را به خانواده‌ام اطلاع دادم که آنها از من خواستند درباره این جوان غریبه بیشتر تحقیق کنم که با اصرار آنها قبول کردم. بنابراین یک روز او را در خیابان دیدم و تعقیبش کردم که وی به یک گاراژ خودرو در جنوب تهران رفت و بعد از ساعاتی از آنجا خارج شده و با سوار شدن به خودروی پرایدی، آنجا را ترک کرد. من به ماجرا مشکوک شده بودم، از کارگران حاضر در آن گاراژ درباره راننده پراید پرس وجو کردم که متوجه شدم او معتاد به شیشه است.
او دانشجوی مشروطی معماری بوده و 21 ساله است. مهندس نیست و شرکتی ندارد. با او تماس گرفتم و برای صحبت قرار گذاشتم. با حضور در آنجا با هم حرف زدیم و به گفته‌های دروغینش اعتراض کردم که مدعی شد اشتباه کرده و به‌دلیل علاقه‌ای که به من داشته، چنین حرف‌هایی را به زبان آورده و همچنان به من علاقه‌مند است و نمی‌تواند با زن دیگری جز من ازدواج کند.
خانم مهندس ادامه داد: از او خواستم مرا برای همیشه فراموش کند و بعد او را ترک کردم. چند روز بعد دوباره با من تماس گرفت و خواست برای آخرین‌ بار با وی ملاقاتی داشته باشم. بی‌آن‌که از نیت او خبر داشته باشم، سوارخودروی پرایدش شدم که به راه افتاد. در میانه راه با هم جر و بحث کردیم و دعوایمان بالا گرفت. از او خواستم مرا به خانه برگرداند که توجهی نکرد. مرا به اطراف شهر تهران برد و داخل خودرو تا حد مرگ کتکم زد و بعد از سه ساعت در جنوب تهران رهایم کرد.
تحقیقات برای دستگیری آدم‌ربایی فراری ادامه داشت تا این‌که دو روز پیش او در آخرین مخفیگاهش شناسایی و بازداشت شد.
متهم با انتقال به پلیس آگاهی به ربودن دختر مورد علاقه‌اش اعتراف کرد و به افسر تحقیق گفت: من دانشجوی مشروطی معماری هستم. معتاد به شیشه بودم و هزینه زندگی‌ام را پدرم تامین می‌کرد. به‌طور اتفاقی در تلگرام با شاکی آشنا شدم که خانم مهندسی بود. به دروغ به او گفتم که مهندسم و شرکت دارم. علاقه‌ام به او باعث این همه دروغ شد. سرانجام ماجرای دروغ‌هایم و مهندس نبودنم لو رفت و همه چیز به‌هم خورد. آن روز شیشه مصرف کردم و دچار توهم شدم. با او تماس گرفتم و به بهانه آخرین دیدار، سوار خودرویم کرده و او را ربودم.



Source link

آخرین مطالب